محمد الريشهري
62
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
آخر بخواند و در ركعت دويّم نيز به همين طريق بگذارد و تسبيح در ركوع و سجود ، هفت بار بگويد و چون نماز تمام كرده باشد ، تهليل بگويد و تسبيح فاطمهء زهرا عليها السلام و چون از تسبيح فارغ شود ، سر به سجده نهد و صدبار صلوات بر پيغمبر و آلش - صلوات اللَّه عليهم - بفرستد » و اين نقل ، از لفظ مبارك امام عليه السلام است كه : « فمن صلّاهما فكأنّما صلّى فى البيت العتيق ؛ يعنى هر كه اين دو ركعت نماز بگذارد ، همچنين باشد كه دو ركعت نماز در كعبه گذارده باشد » . حسن مثلهء جمكرانى گفت كه : من چون اين سخن بشنيدم ، گفتم با خويشتن كه گويا اين موضع است كه مىپندارى : « انما هذا المسجد للإمام صاحب الزمان » و اشارت بدان جوان كردم كه در چهار بالش نشسته بود . پس آن جوان به من اشارت كرد كه برو . من بيامدم . چون پارهاى راه بيامدم ، ديگر باره مرا باز خواندند و گفتند : بُزى در گلهء جعفر كاشانى راعى است . بايد آن بز را بخرى . اگر مردم ده بها نهند ، بخر و اگر نه ، تو از خاصهء خود بدهى و آن بز را بياورى و بدين موضع بكشى فردا شب . آن گاه روز هجدهم ماه مبارك رمضان ، گوشت آن بز را بر بيماران و كسى كه علتى داشته باشد سخت ، انفاق كنى كه حق تعالى همه را شفا دهد و بُز ابلق [ است ] و موىهاى بسيار دارد و هفت علامت دارد : سه بر جانى ( كذو الدرهم ) سياه و سفيد همچون درمها پس رفتم . مرا ديگر باره باز گردانيد و گفت : هفتاد روز يا هفت روز ما اين جاييم اگر بر هفت روز حمل كنى ، دليل كند بر شب قدر كه بيست و سيم است و اگر بر هفتاد حمل كنى ، شب بيست و پنجم ذى القعدة الحرام بود و روز بزرگوارى است . پس حسن مثله گفت : من بيامدم و تا خانه آمدم و همه شب در آن انديشه بودم تا صبح اثر كرد . فرض بگذاردم و نزديك على المنذر آمدم و آن احوال با وى بگفتم . او با من بيامد رفتم بدان جايگاه كه مرا شب برده بودند . پس گفت باللَّه نشان و علامتى